یکی از عاملهای فسخ نکاح در مرد و زن، عیبهای آندوست. در مورد عیبهایی که در زن و مرد موجب فسخ نکاح می گردد، میان فقیهان (حقوقدانان اسلامی) اختلاف نظر وجود دارد. برخی شمار عیوبی که موجب فسخ نکاح می شود کمتر وب رخی بیشتر می دانند و برای اثبات گفته خود، به احادیث و روایتهای وارده از امامان و اصحاب آنها، استناد می کنند. اما در عیب مشترک بین مرد و زن، بیشتر فقها، متفق القول می باشند. حال به بررسی عیوب میان زن و مرد می پردازیم.

پیش از پرداختن به عیوب زن و مرد، نخست گونه های عیوب را بیان می کنیم باید بدانیم که عیبهای موجب فسخ نکاح بر دو نوعند؛ عیوب مشترک، عیوب مختص

الف) عیوب مشترک:

عیب مشترک آن است که چنانچه در هر یک از زوجین یافت گردد، موجب پیدایش خیار فسخ برای هر یک از زوجین خواهد شد. همه فقها جنون را یکی از عیبهای مشترک می دانند که با ظهور آن در هر یک از زوجین، خیار فسخ برای دیگری ثابت خواهد شد. اما برخی چون شهید اول جذام را نیز از عیبهای موجب فسخ نکاح در زن و مرد می داند همچنین باید گفت قاضی و ابن جنید نیز جذام را از عیبهای فسخ نکاح می دانند و علامه حلی در کتاب مختلف الشیعه این گفته را که جذام از عیبهای مشترک میان مرد و زن می باشد، پذیرفته است و آن را نیکو شمرده است. البته مستند گفته فقها، برای اثبات گفته خود در مورد اینکه جذام نیز از عیبهای موجب فسخ نکاح برای زوجین است، گفته حضر امام جعفر صادق (علیه السلام) می باشد که در کتاب وسائل الشیعه، جلد چهاردهم و در صفحه 594 آمده است که امام (ع) می فرمایند: «انما یرد النکاح من البرص و جذام و الجنون» که امام می گویند: نکاح را به واسطه پیسی، جذام، دیوانگی و عقل می توان فسخ نمود و چون این روایت عمومیت دارد. شامل زن و مرد هر دو می شود. همچنین گفته پیامبر که می فرمایند «فر من المجذوم فرارک من الاسد» که در بخاری جلد هفتم صفحه 167 آمده است، دلیلی دیگر بر گفته خود می دانند و نیز آن را از امراض مسری می دانند و به استناد به قاعده «لا ضرر و لا ضرار» بر درستی گفته خود پافشاری می کنند.

امام خمینی (ره) در کتاب منیف خود تحریر الوسیله، باب النکاح، جنون را تنها عیب مشترک موجب فسخ نکاح می دانند و اعتقادی به اینکه جذام از عیوب مشترک میان زن و مرد برای فسخ نکاح است ندارند. صاحب القواعد، جنون را اگر قبل از عقد بوده باشد، موجب خیار فسخ برای هر یک از زوجین می داند اما اگر جنون پس از عقد برای هر یک از زوجین حاصل شود چه دخول صورت گرفته باشد یانه، خیار فسخ برای زن باقی می ماند. البته محقق ثانی در جامع المقاصد با تمسک به اصالت لزوم عقد واصل استصحاب تجدید جنون اگر حاصل شود تنها خیار فسخ را حق مرد می داند.

یکی دیگر از عیبهایی که برخی از فقها آن را میان زن و مرد مشترک می دانند پیسی (برص) می باشد اینها برای اثبات گفته خود به همان حدیث امام صادق اشاره کرده اند که گفته شد و این گفته امام صادق را عام می دانند همچنین قاعده لا ضرر و لا ضرار را نیز دلیل دیگر برای این گفته خود می دانند و می گویند چون برص نیز همانند جذام مسری است و به زوجین ضرر و زیان می رساند اما ایت ا... خویی نیز همانند امام خمینی در رساله توضیح المسائل تنها جنون را موجب فسخ نکاح برای زوجین به طور مشترک می داند و بیان می کند که اگر زنی دیوانه شد مرد می تواند عقد را بهم بزند و یا اگر زن بداند که شوهر پیش از عقد یا بعد از عقد، دیوانه شده است، می تواند بدون طلاق، عقد را بهم بزند. اما همانطور که گفتیم، برخی فقها عیوب مشترک را بیش از یکی (جنون) می دانند. شهید ثانی نیز در شرح لمعه، بطور ضمنی اشاره کرده است که جذام و پیسی نیز همانند دیوانگی از عیبهای موجب فسخ نکاح به طور مشترک است. از دیگر فقهایی که عیوب مشترک موجب فسخ نکاح را بیش از یکی می دانند، و در ادامه می گویند «بطور کلی هر گونه بیماری که خطر واگیری داشته باشد، موجب بطلان عقد است از جمله بیماری واگیر «ایدز» و مانندش، روی این اصل، عیوب موجب بطلان عقد، در انحصار آنچه گفتیم نمی باشد» اما گذشته از نظریات این فقیهان که عیوب مشترک را افزون بر جنون می دانند بیشتر فقیهان عیب مشترک میان زن و مرد را تنها جنون می دانند که اکنون به بررسی این عیب در زن و مرد و آثار حقوقی آن می پردازیم.

جنون:

افزون بر اجماع فقهاء در مورد اشتراک جنون به عنوان عیب موجب فسخ نکاح در زن و مرد، ماده 1121 قانون مدنی نیز جنون را به شرط استقرار اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد موجب فسخ نکاح برای زن و مرد می داند. جنون را فقهاء به گونه هایی تعریف کرده اند. صاحب جواهر الکلام، جنون را در جلد سی ام، صفحه 318 از کتابش، اختلال عقل می داند و اختلال عقد را نامتعادل بودن شخص در انجام وظایف عادی و معمولی روزانه اش می داند و همچنین سر زدن اعمال بدون هدف را نیز جزء اختلال عقل می داند از سخن او دانسته می شود که صرع - بیهوشی های ناگهانی و ... جنون محسوب نمی شود. برخی دیگر از فقهاء نیز شرط دیوانگی را نفهمیدن زمانهای نماز می دانند.

شهید ثانی نیز در کتاب شرح لمعه، جامع همه اقسام دیوانگی را فساد عقل می داند. از سخن فقهاء دریافته می شود که شرط جنون، استقرار آن است یعنی همانگونه که صاحب جواهر الکلام معتقد است «بیهوشی، صرع، واکنشهای ناگهانی و...» دلیل جنون است. البته برای اثبات سخنش مطلق بودن نصوص را مطرح می کند.

استقرار جنون را فقهای دیگر نیز شرط جنون دانسته اند و علت تامه آن می دانند. برای نمونه شهید ثانی نیز در کتاب دیگرش «مسالک الافهام فی شرح شرایع الاسلام» در جلد اول صفحه 420 می فرماید که شرط جنون، استقرار آن است و زائل شدن عقل بطور موقتی را در صورتیکه این زوال عقل، چند باره نباشد و تکرار نشود، موجب خیار فسخ نکاح برای زوجین، نمی داند و دلیل آن را عرف جامعه می پندارد و چون در عرف به چنین شخصی مجنون گفته نمی شود، آن را دیوانه نمی شود پنداشت. پس از میان آنچه گفته شد دانسته می شود که صرفاً بخاطر صرع و یا شوکهای ناگهانی نمی توان حکم به فسخ نکاح داد. اما جنون نیز خود به دو گونه تقسیم می شود.

1)      جنون همیشگی یا مطلق 2) جنون ادواری یا گهگاهی و منظور از جنون ادواری دیوانگی های فصلی و موسمی است. بگونه ای که شخص، هر چند مدت، حالت دیوانگی پیدا می کند و حرکاتی انجام می دهد که در عرف،نشانه دیوانگی است اما دیوانگی مستمر یا مطلق به آن گونه از جنون، موجب خیار فسخ است و دلیل آن افزون بر روایت وارد شده از امام جعفر صادق در وسائل الشیعه قاعده، لا ضرر و لا ضرار نیز می باشد بیشتر فقهاء نیز در وقوع جنون چه پیش از عقد و چه پس از عقد فرقی قائل نیستند و در هر دو صورت جواز خیار فسخ برای فرد مقابل را در نظر گرفته اند. اما اگر پیش از دخول، بخاطر جنون فسخ صورت گرفته باشد، مهری به زن تعلق نمی گیرد و اگر پس از دخول نکاح فسخ شود، مهر المسمی به زن تعلق خواهد گرفت و در این زمینه خلافی نیست. علامه حلی نیز در تبصره المتعلمین و (کتاب نکاح) در مورد جواز فسخ نکاح برای زوجین در مورد ابتلاء زوجین به جنون پس از عقد، خود نظری نداده است و تنها عنین شدن مرد پس از عقد را جواز فسخ نکاح می داند و در مورد بقیه عیوب، اگر پیش از عقد موجود باشد می گوید با خیار با فوریت، فسخ نکاح صورت می گیرد و جواز فسخ نکاح در مورد جنون پس از عقد را، به دیگر علماء نسبت داده اند و خودشان به صراحت در این مورد، حکمی نداده اند.

عیوب مختص مرد:

عیوبی که اگر مرد به آن مبتلا شده باشد، زن حق فسخ نکاح را دارد، میان فقهاء شمارشان، متفاوت است. امام خمینی در تحریر الوسیله، عیوب مختص مرد را جب و عنین شدن می داند. ایشان در کتاب تحریر الوسیله، در مورد جب (بریدگی آلت تناسلی) می گویند که اگر این بیماری، پس از عقد واقع شود، زن حق خیار فسخ نکاح را ندارد. چه این بیماری پیش از دخول حاصل شده باشد، چه پس از دخول، از بیان امام روشن می شود که بریده شدن آلت پیش از نزدیکی و پس از عقد، حتی برای زن برای فسخ نکاح پدید نمی آورد.

اما آیت ا... العظمی خویی (ره) در رساله توضیح المسائل، می فرمیاند که اگر جب، پس از عقد و پیش از نزدیکی حاصل شده باشد، زن حق فسخ نکاح دارد و نیز ایشان می گویند که «اگر آلت مردی بعد از نزدیکی برده شود و زن عقد ازدواج را فسخ کند، فسخ زن اثری ندارد و احتیاط مستحب اینست که شوهر او را طلاق دهد.» آیت ا... خویی (ره) افزون بر جب، خصاء و عنین را نیز از عیوب موجب فسخ نکاح برای زن می داند که شرح آنها را نیز بیان خواهیم کرد.

همچنین در مورد جب، صاحب جواهر با تمسک به قاعده لاضرر و لا ضرار، به وجود خیار فسخ نکاح برای زن، تمایل نشان می دهد. علامه حلی در تبصره المتعلمین کتاب النکاح، جب را از عیوب پیش از عقد بوجود آمده باشد اما اگر این عیب پس از عقد پدید آمده باشد بنا بر گفته علامه حلی، حقی برای زن پدید نمی آورد تا نکاح را فسخ نماید. آیت ا... صادقی نیز در توضیح المسائل نوین، درمورد جب، می گوید که اگر این عیب پیش از عقد وجود داشته باشد و پس از عقد معلوم شود (برای زن) عقد خود به خود باطل می شود مگر آنکه زن راضی باشد و اگر پس از عقد پدید آید، زن حق فسخ عقد را دارد و مستحب است که طلاقی هم جاری شود. شهید اول نیز درکتاب لمعه جب را از عیبهای فسخ نکاح می داند ولی شرط آن را بریدگی آلت به صورتیکه به اندازه حشفه، باقی نمانده باشد، می داند. البته شهید اول درکتاب لمعه به این نکته نیز اشاره کرده است که اگر جب، پس از عقد ظاهر شود (پدید آید) زن عقد نکاح را نمی تواند فسخ کند و دلیل آن را اصالت لزوم عقد و استصحاب می داند و فرقی نیست که جب پیش از نزدیکی پدید آید و یا پس از نزدیکی حاصل شود.

ب: عنن

مشهور فقهاء، عنن را نیز از عیوب ویژه مرد می دانند که به موجب آن زن حق فسخ نکاح پیدا می کند. اما در مورد اینکه حق فسخ نکاح چه هنگام برای زن ثابت می شود، شرط است. امام خمینی در تحریر الوسیله می فرمایند که اگر عنن پیش از عقد حاصل شده باشد، زن حق خیار فسخ دارد اما پس از عقد اگر با او نتواند آمیزش کند، خیار فسخ برای زن ثابت می شود. البته در این صورت یکسال به او وقت می دهند و گرنه بدون طلاق نکاح از سوی زن فسخ می شود. اما شهید ثانی در شرح لمعه در صورتی برای زن خیار فسخ عقد را ثابت می کند که زن نزد حاکم شکایت کند و اگر زن به واسطه شرم و حیاء اینکار را نکند، خیار برای فسخ عقد نخواهد داشت. صاحب جواهر الکلام با استناد به مراسله صدوق «هر گاه زن پس از آگاهی از عنن شوهر خویش به دوام زندگی راضی باشد. دیگر خیار فسخ نخواهد داشت» بیان کرده است که خیار زن در صورت عدم تمایل به دوام زندگی در صورتی ثابت می شود که فوراً به حاکم مراجعه کند و در صورت رضایت او پس از علم به عنن ساقط می گردد. همچنین صاحب جواهر الکلام با استناد به روایت محمد بن مسلم از امام محمد باقر (ع) که می فرمایند «به عنین یکسال مهلت داده می شود، و پس از آن زوجه اش اگر بخواهد به زندگی با وی ادامه دهد و در غیر این صورت جدا می شود» و نیز با استناد به روایت بختری از امام محمد باقر (ع) که نقل کرده است «علی (ع) فرموده است، یکسال از تاریخ رجوع زن به حاکم، از سوی حاکم مهلت داده می شود، در این مدت چنانچه مرد قادر به آمیزش نبود، جدایی زن و مرد، شدنی می شود و چنانچه زن بخواهد که مدتی با وی زندگی کند و سپس جدا شود، حق خیار فسخ زن ساقط خواهد شد» استنباط کرده است که عنن تنها عیبی می باشد که بدون رجوع به حاکم و طرح دعوی خیار فسخ پدید نمی آورد. علامه حلی درتبصره المتعلمین بیان می کند که عنه، چه پیش از عقد حاصل شده باشد و چه پس از عقد، برای زن حق فسخ نکاح پدید می آورد و علامه حلی تنها عیبی را که اگر پس از عقد نیز حاصل شود و موجب جواز فسخ نکاح برای زن می شود، عنه می داند در حالیکه شهید اول و شهید ثانی در شرح لمعه، باور مندند که اگر عنن پس از عقد حاصل شود، زن نمی تواند عقد را فسخ کند و دلیل این سخن را نیز اصالت لزوم عقد و نیز استصحاب و نیز عدم وجود دلیل مبنی بر صلاحیت برای اثبات فسخ نکاح می داند.

آیت ا... صادقی تهرانی نیز در توضیح المسائل نوین در مورد عنه می گویند که اگر پس از عقد نیز حاصل شود، زن اختیار فسخ عقد رادارد و مستحب است که طلاقی هم جاری شود اما ایت ا... خویی در رساله توضیح المسائل شرط فسخ نکاح برای عنه را سپری شدن یکسال بنا بر حکم حاکم می داند. در مورد عنن صاحب القواعد خیار فسخ را حتی پس از عقد نیز برای زن ثابت می داند البته شرط این امر را عدم و طی با زن و یا با دیگری ذکر میکند شارح القواعد نیز همین نظر را دارد.

چگونگی اثبات عنن

چون در این دعاوی، زن مدعی است و مرد منکر بنا بر قاعده البنیه للمدعی و الیمین لمن انکر حکم می شود. اما چون عنن از عیبهای نامرئی است شاهد بر این عیب پذیرفته نیست فقهای امامیه، راههای گوناگون پیشنهاد کرده اند که عبارتند از:

1)      اقرار عنین به این عیب

2)      گواهی گواهان بر اقرار زوج به عنن نزد آنها

3)      سوگند خوردن زن در صورتی که مرد از سوگند خوردن خودداری کند و یا سوگند را به مدعیه (زن) مرد کند.

بنابراین هر گاه زوجه نتوانست ادعای خود را به سه طریق فوق اثبات کند منکر با انجام سوگند بر نفی بیماری خود، دعوی را فیصله می دهد. البته برخی از فقها راههای دیگری نیز پیشنهاد کرده اند که چون این راهها، معتبر نمی باشد، بنابراین نمی توان آنها را پذیرفت. سخن درباره عنن را به پایان می رسانیم و به یکی دیگر از عیبهای مرد می پردازیم.

البته پیش از به پایان رساندن بحث عنه، ماده 1125 قنون مدنی را مورد بررسی قرار می دهیم در این ماده گفته شده که جنون و عنن در مرد هر گاه پس از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود. از بیان قانون مدنی مشخص می شود که در مورد عنن قانون مدنی قول علامه حلی وبرخی دیگر از فقهاء را پذیرفته و در مورد جنون نیز نظر شهیدین را پذیرفته است. البته ابن زهره و شیخ مفید نیز در مورد عنه حاصله پس از عقد، حکم به حق فسخ برای زن داده اند که این نکته در جواهر الکلام، جلد سی ام، صفحه 326 اشاره شده است.

ج) خصاء:

خصاء کشیده شدن خصیصه می باشد. این عیب نیز از عیبهایی است که مشهور فقهاء ویژه مرد می دانند و در صورت بروز آن پیش از عقد، خیار فسخ برای زن خواهد بود. البته امام خمینی در تحریر الوسیله خصاء را از عیوب موجب فسخ نکاح برای زن نمی داند و عیبهای ویژه مرد را که موجب فسخ نکاح برای زن می شود جب و عنه می دانند. علامه حلی خصاء را از جمله عیوب موجب فسخ نکاح می داند البته اگر پیش از عقد پدید آمده باشد خیار فسخ برای زن پدید می آورد که فوری است.

البته باید گفت نصوص وارده در مورد اینکه خصاء نیز از عیوب موجب فسخ نکاح می باشد، تصریح دارند و بیشتر فقهاء به روایتی از امام (ع) اشاره می کنند که امام (ع) در مورد مرد خصی که با زنی ازدواج کرده بود بدون آنکه عیب خویش را اظهار کند و بدین طریق او را فریب داده بود فرمودند: «می توانند از یکدیگر جدا شوند و چنانچه نزدیکی انجام شده باشد، تمامی مهر و گرنه، نیمی از مهر را مرد باید بپردازد» صاحب ریاضی المسائل نیز خصاء را از جمله عیوب موجب فسخ نکاح می داند و در پاسخ به مخالفین موجب فسخ شمردن خصاء گفته آنها را اجتهاد مقابل نص می داند و می گوید که با توجه به نصوص وارده در مورد خصاء دلیلی که گروه مخالفین به آن استناد کرده اند چون اصل استصحاب و یا اصالت لزوم عقد، تخصیص می خورد.

البته فقهاء دیگری نیز به جزء نصوص وارد در مورد خصاء مطرح می کنند و آن قاعده لا ضرر و لاضرار می باشد شهیدین نیز در لمعه و شرح آن خصاء را از جمله عیوب موجب فسخ نکاح می دانند اگر پیش از عقد حاصل شده باشد البته ایشان وجاء را نیز از مصادیق خصاء ذکر کرده اند و آن را نیز موجب فسخ نکاح می دانند. آیت ا... خویی نیز در توضیح المسائل خصاء را از جمله عیوب موجب فسخ نکاح می دانند در صورتیکه امر بر زن مشتبه شده باشد و پس از عقد پی به عیب مرد ببرد. در میان فقهاء قول شاذی نیز وجود دارد که آن قول آیت ا... محمد صادقی تهرانی می باشد. ایشان در توضیح المسائل نوین» اشاره کرده اند که حتی اگر خصاء پس از عقد پدید آید، زن اختیار فسخ عقد را دارد و البته جاری شدن طلاق در این موارد را نیز مستحب می دانند البته مشهور فقهاء خصاء متاخر از عقد را موجب فسخ نکاح نمی دانند و مفهوم مخالف ماده 1125 قانون مدنی نیز به این نکته اشاره دارد سخن درباره عیوب مرد را به پایان می رسانیم و اکنون عیوب زن را مورد بررسی قرار می دهیم.

عیوب ویژه زن:

مشهور فقهاء عیبهای ویژه زن را عفل، قرن، افضاء، کوری، زمین گیری دانسته اند. البته بنابر آنچه گفته شد جذام، جنون را فقها جزو عیوب مشترک زن و مرد می دانند و برخی جنون کوری، لک و پیسی و نیز هر گونه بیماری واگیردار دیگر را جزو عیبهای مشترک میان زن و مرد می دانند که به موجب آنها خیار فسخ برای طرف دیگر باقی می ماند. که البته اینها را به طور مشروح در عیوب مشترک بحث کردیم. حال تک تک این عیبهای ویژه زنان را بررسی می کنیم. البته پیش از بررسی جزئی، دیدگاه چند تن از فقیهان بزرگ را در مورد عیوب زن بررسی می کنیم. امام خمینی در تحریر الوسیله، عیوب ویژه زن را برص (لک و پیسی) جذام، افضاء، قرن، عفل بر شمرده اند و جنون را عیب مشترک می دانند. ایشان جذام و برص را از جمله عیوب زن دانسته اند و مردی را که مبتلاء به جذام و برص باشد برای زنش این حق را قائل نمی شود که نکاح را فسخ کند. شهید ثانی در شرح لمعه، عیوب زن را 9 مورد ذکر کرده است که عبارتند از رتق، جذام، برص، کوری، زمین گیری، قرن، عفل، افضاء، و جنون شهیدین معتقدند که اگر این عیوب پس از عقد پدید آیند بخاطر اصالت لزوم عقد و استصحاب عقد جائز الفسخ نمی باشد.

همچنین شهید اول حکم می دهد که حتی اگر این عیوب، قابل مداوا باشند و زن از مداوا خودداری نکند و یا اینکه با وجود رتق و قرن نزدیکی با زن امکان داشته باشد خیار فسخ برای مرد نخواهد بود. در مورد فوریت خیار عیب نیز شهید اول و ثانی هر دو معتقدند که این خیار فوری است عینی اگر کسی که حق فسخ دارد از روی علم و اختیار، فسخ عقد را به تاخیر اندازد، خیار فسخ عقد به او تعلق نمی پذیرد و از این جهت بین زن و مرد فرقی نمی باشد. صاحب خیار می تواند (بنا به نظر شهیدین) بدون مراجعه به حاکم و اذن گرفتن از او، عقد را فسخ نماید. البته در شرح لمعه، شهید ثانی گفته است که ابن جنید، ازن حاکم را در مورد فسخ نکاح شرط دانسته است. علامه حلی در تبصره المتعلمین عقل و رتق را از جمله عیوب موجب فسخ نکاح نمی داند و تنها به هفت مورد به عنوان عیبهای موجب فسخ نکاح در زن اشاره نموده است. علامه حلی نیز معتقد است که اگر این عیوب پس از عقد پدید آیند، برای مرد حق فسخ نکاح نخواهد بود اما اگر پیش از عقد پدید آمده باشد و پس از عقد معلوم شود، برای مرد خیار فوریت در مورد فسخ نکاح وجود دارد و اگر فسخ را به تاخیر اندازد، حقی نخواهد داشت. آیت ا... خویی عیبهای موجب فسخ نکاح در زن را جذام، برص، کوری، شلی (زمین گیر بودن) افضاء و بودن گوشت یا استخوان اضافی در فرج می دانند و ایشان نیز با قید حاصل شدن این عیبها قبل از آنها عقد را موجب فسخ عقد می داندن. آیت ا... صادقی تهرانی عیبهای زن را افضاء، عفل یا قرن، لک و پیسی، دیوانگی، کوری، زمین گیری، شلی می دانند و می گویند که اگر این عیبها پیش از عقد وجود داشته باشد و از مرد کتمان شده باشد نیازی به فسخ نیست چون عقد به خودی خود باطل می گردد اما در مورد اینکه این عیوب پس از عقد حاصل شده باشد ایشان می گویند که حق فسخ عقد برای مرد پدید می آید اکنون که از ذکر کلیات مربوط به عیوب زن فارغ شدیم به شرح تک تک این عیوب می پردازیم:

الف: قرن

همانگونه که گفته شد، بیشتر فقها، این عیب را موجب خیار می دانند برخی آنرا تکه استخوانی می دانند که در فرج زنان می روید و مانع از آمیزش می شود. برخی نیز آن را زایده گوشتی می دانند که در فرج می روید. ولی اکثر فقیهان امامیه که فتوایشان آمده است در کتاب جواهر الکلام و دیگران قرن را زائده گوشتی می دانند. اما شهید ثانی در شرح لمعه قرن را زائده استخوانی می داند و آنچه را که صاحب جواهر الکلام می پندارد، عفل می نامد. علامه حلی نیز در تبصره المتعلمین قرن را زائده استخوانی می داند که مانع از آمیزش می شود در وسائل الشیعه نخستین باب از ابواب عیوب روایتی از جانب امام صادق نقل شده است که امام صادق (ع) در پرسش مردیکه می پرسد مردی با زنی ازدواج کرده است و این زن قرناء است می فرمایند که مرد می تواند او را به خانواده اش برگرداند. همانطور که گفته شد این حدیث، مستند فقهی، فقهاء برای جائز الفسخ دانستن نکاح از سوی مرد در صورت بروز قرن پیش از عقد میباشد.

ب: برص

سید صادق شیرازی در شرح تبصره المتعلمین، برص را سرخ و سفید شدن بدن ذکر می کند شهید ثانی در مسالک الافهان برص را نوعی بیماری می داند که موجب غلبه سفیدی بر سیاهی و یا غلبه سیاهی بر سفیدی در قسمتی از بدن می شود. در وسایل الشیعه برص نوعی بیماری معرفی شده است که موجب غلبه سفیدی بر سیاهی در قسمتی از بدن می شود. برخی فقهاء برص را از جمله عیوب مشترک میان زن و مرد می دانند. صاحب مسالم الافهام نیز در کتابش به این نکته اشاره کرده است. اما امام خمینی در تحریر الوسیله برص را از عیوب مختص زن می داند اما برخی دیگر از فقهاء با استناد به قاعده لا ضرر و لاضرار و نیز با استناد به این دلیل که مرد راه دیگری برای جدایی از زن (بوسیله طلاق) دارد و نص و فتوای امام صادق که می فرمایند: نکاح را می توان به واسطه برص، جذام، فسخ نمود و با استفاده از مفهوم موافق این حدیث، استنباط می کنند که به طریق اولی برای زن نیز در صورت بروز برص در مرد، خیار فسخ خواهد بود. از میان فقیهان متاخر آیت ا... شیخ محمد صادقی تهرانی نیز همین نظر را دارد افزون بر اینکه ایشان بروز برص بعد از عقد را نیز برای زوجین موجب خیار فسخ می داند.

ج: نابینایی

مشهور فقهاء این عیب را از عیبهای موجب فسخ نکاح برای مرد می دانند صاحب جواهر الکلام، اشاره کرده است که سید مرتضی در کتاب انتصار، ابن زهره در کتاب عنیه نیز در این مورد اجماع دارند همچنین روایت داوود پسر صرحان از امام صادق (ع) و محمد بن مسلم از امام باقر (ع) که در وسایل الشیعه به آن اشاره شده است بر این امر دلالت دارند.

د: افضاء

افضاء یکی شدن مخرج بول و حیض می باشد که فقهای بسیاری چون علامه حلی صاحب تبصره المتعلمین سید علی طباطبایی صاحب ریاضی المسائل شهیدین در لمعه و امام خمینی در تحریر الوسیله و نسبت به جائز الفسخ بودن این عیب اجماع دارند.

هـ  عیوب دیگر:

عیوب دیگر در زن، رتق، عفل، جذام و نیز بیماریهای واگیردار دیگر است که البته میان فقها در این موارد اختلاف است البته عیوب معنوی را نیز برخی فقهاء به عنوان عیبی که می تواند مرد به موجب آن نکاح را فسخ کند بر شمرده اند برای نمونه صاحب جواهر الکلام فتوایی از صدوق آورده است که در صورت زنای زن با مرد بیگانه پیش از نزدیکی با شوهر قانونی خود همسر زن حق فسخ خواهد داشت و نیز ابن جنید نیز فتوایش در جواهر الکلام آمده است که چنانچه از زن یا مرد عمل زنا سر زند، نکاح توسط طرف مقابل فسخ می شود. صاحب مسالک الافهام وزمین گیری بدتر است و موجب تنفر مرد است و اگر زنی به موجب زنا حد بخورد و شوهر حق فسخ نکاح را دارد.

آیا فسخ نکاح مانند طلاق است؟

در پاسخ به این پرسش شهید ثانی و نیز شهید اول و بسیاری دیگر از فقهاء فسخ را مانند طلاق نمی دانند. برای نمونه شهیدین گفته اند که شروط طلاق درباره فسخ جاری نیست اما در ثبوت مهر عقیده دارند که اگر فسخ نکاح قبل از دخول باشد مهری ثابت نمی شود و تنها در مورد عنن نصف مهر ثابت می شود ولی اگر فسخ پس از دخول واقع شود مهر المسمی ثابت می شود ولی اگر فسخ پس از دخول واقع شود مهر المسمی ثابت می شود چون مهریه به واسطه دخول مستقر شده است که در این موارد، رجوع به مدلس صورت می پذیرد. امام خمینی نیز در تحریر الوسیله گفته اند که فسخ در احکام مانند طلاق نیست چه از سوی زوج باشد چه از سوی زوجه (مانند نیاز به محلل، خالی بودن از حیض و نفاس، حضور دو شاهد عادل و...) علامه حلی نیز در تبصره المتعلمین می گوید که فسخ نکاح مانند طلاق نیست و شروط آن را نیز ندارد و به صیغه «فسخت النکاح» جاری می شود. بطور کلی میان فقهاء اجماع وجود دارد که فسخ نکاح مانند طلاق نیست و در ثبوت نیمی از مهر در صورت عنین بودن مرد نیز میان فقهاء اجماع وجود دارد محقق ثانی در جامع المقاصد نیز همین نظر را دارد.

منابع:

-         وسایل الشیعه، جلد چهاردهم، کتاب نکاح، باب (1) از ابواب عیوب و تولیس حدیث 6-10

-         شرح لمعه کتاب النکاح فی العیوب

-         جامع المقاصد فی شرح القواعد، الجزء الثالث عشر، ص 219-220

-         روضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه کتاب النکاح العیوب

-         مسالک الافهام فی شرح شرایع الاسلام، زین الدین عاملی (شهید ثانی) جلد اول ص 420

-         وسایل الشیعه، کتاب نکاح باب 1 از ابواب عیوب حدیث 6-10

-         تبصره المتعلمین، جز الثانی، کتاب النکاح، فی العیوب علامه حلی

-         تحریر الوسیله، جزء الثانی، کتاب النکاح امام خمیین ص 292-297

-         توضیح المسائل آیت ا.. خویی ص 415 مساله 2389-2392

-         جواهر الکلام جلد سی ام صفحه 358

-         جامع المقاصد فی شرح القواعد، الجزء الثالث عشر، ص 233-231

-         علامه حلی - تبصره المتعلمین - کتاب النکاح فی العیوب

-         ریاض المسائل - سید علی طباطبائی - ج 2 ص 133

-         شرح لمعه کتاب النکاح عیوب و تدلیس

-         توضیح المسائل نوین ص 84 - آیت ا... العظمی صادقی تهرانی

-         تحریر الوسیله جز الثانی - کتاب النکاح ص 292-297

-         روضه البهیه فی شرح المعه کتاب النکاح عیوب شهید ثانی

-         مسالک الافهام شهید ثانی جلد 1 ص 420 افت قم