در فاصله ملی‌شدن نفت تا کودتای 28 مرداد و انعقاد کنسرسیوم در سپتامبر 1954، سیاست نفتی دولت ایران و وضعیت مدیریت بر صنعت نفت کشور بر مبنای اصول ذیل بود.

1. پیروی از اصل مدیریت ملی در سطح کلان و بهره‌گیری از قانون ملی‌شدن نفت بعنوان مبنای حل و فصل منازعات میان ایران و شرکت نفت A.I.O.C

2. اعمال انقلاب مدیریتی در عرصه صنعت نفت و رویکرد جدید به فن‌سالاری ملی نفتی و بهره‌گیری از متخصصین ایرانی جهت اداره صنعت نفت میهن.

3. بکارگیری دکترین اقتصاد غیروابسته به نفت و مقابله با سیطره استبداد نفتی بر اقتصاد.

  1. 4.  تلاش برای دستیابی به مدیریت مستقل در بازار جهانی نفت.

دولت ایران پیرو این اقدامات، تقاضای بازپس‌گیری 49 میلیون لیره از طلب‌هایش را از انگلستان نمود که به دلیل انکار انگلیس، در 30 مهر 1331 روابط قطع شد. در مرداد ماه 1332، سرانجام دولت قانونی دکتر محمد مصدق با طراحی دولتهای آمریکا، انگلیس و روسیه، سرنگون  و صنعت نفت ایران وارد عرصه‌ای دیگر می‌گردد.

آنتونی ایدن وزیرخارجه دولت محافظه‌کار«وینسون چرچیل» در کتاب خاطراتش می‌نویسد:

«من در زمان دکتر مصدق به کشورهای عربی خاورمیانه آمدم، دیدم این منطقه تحت‌تأثیر نهضت ملی‌شدن صنعت نفت ایران به یک پارچه آتش تبدیل شده و همه منطقه را فرا گرفته و منافع استعمار در تمام منطقه سخت به خطر افتاده، در 28 مردادماه، در مدیترانه گردش می‌کردم که خبر سقوط مصدق را دادند و آنشب را به خواب راحتی فرو رفتم»[1]

کودتای 28 مرداد ماه که محصول توافق‌های نهایی آمریکا و انگلستان و عملیات «بوت» و عملیات «آژاکس» بود، ریشه در اندیشه استعماری داشت. آمریکا، نسبت به شکست اقتصادی دولت مصدق و نفوذ حزب توده بیمناک بود، در حالی که انگلستان معتقد بود که در صورت ارائه کمک اقتصادی به مصدق، سقوط وی به تأخیر می‌افتد. در این میان آمریکایی‌ها، بر این باور بودند که انگلستان ترجیح می‌دهد که ایران به دامن کمونیسم بیافتد، اما یک قرارداد نفتی غیرقابل‌قبول با مصدق امضاء نکنند. در همین احوال برخی مقامات وزارت خارجه بریتانیا، نیاز به بازنگری در نحوه مدیریت در سازمان صنعت نفت را ضروری دانستند. زیرا که از آثار ملی‌شدن نفت و تأثیرات بیشتر آن بر منطقه می‌هراسیدند. چالش سیاسی- اقتصادی انگلستان در کانال سوئز- با ملی‌شدن کانال سوئز از طرف دولت مصر در 1956- 1335 هجری شمسی که به فاصله پس از ملی‌شدن نفت ایران انجامید، دقیقاً همان چیزی بود که انگلستان از آن می‌ترسید. درباره تأثیر ملی‌شدن صنعت نفت چه جمله‌ای گویاتر از سخن جمال‌عبدالناصر- رهبر نهضت ملی مصر که گفته است:« من شاگرد مکتب ضداستعماری دکتر مصدقم، از مکتب دکتر مصدق درس آموختم.»[2]



..کتاب سیر تحولات حقوقی و اقتصادی نفت..نگارنده: سید محمد زمان دریاباری..صص 95.96