ج) رسایی انسان و پیوند آن با دانش و خرد 

 --1 خرد در نامه شاهوار

در دیدگاه فردوسی، ارزش خرد تا آنجاست که شاهنامه را به نام خداوند و جان و خرد آغاز می‌کند و این نمایانگر آن است که خردگرایی زیربنای اندیشه اوست.

او بهترین داده یزدان را خرد می‌داند. از دیدگاه او مایه‌ رسایی انسان و پیوند دهنده او با نیکی‌ها خردورزی است که رمز شاد زیوی در جهان و پاسداری از چشم جهان را به همراه دارد. دیباچه شاهنامه و نخستین بخش از چکامه‌های او با ستایش خرد آغاز می‌شود.

در دیدگاه او راز گرایش آدمیان به کژی و ناراستی در بی‌خردی است:

خرد رهنمای و خرد رهگشای

خرد دست گیرد به هر دو سرای

ازویی به هر دو سرای ارجمند

گسسته خرد پای دارد به بند

خرد را وجان را که یارد ستود

وگر می‌ستایم که یارد شنود

خرد چشم جان است چون بنگری

تو با چشم شادان جهان نسپری

 2-دانش در اندیشه فردوسی

آفریدگار نامه شاهوار، با دست یازیدن به فرمان اندیشمندانه پیامبر بزرگوارمان(ص) که ما را ز گهواره تا گور به فراگیری دانش سفارش می‌کند، در جای جای این یادگار سترگ ادبی، پیام‌آور سروش محمد که درود خدا بر او باد، می‌باشد. از دیدگاه او راز مانایی و جاودانگی و رسایی آدمی در پژوهش و فراگیری دانش است و مرگ آدمی هنگامی رقم می‌خورد که دچار میرایی خرد گردد.

به دانش بود بی‌گمان زنده مرد

خنک رنج بردار پاینده مرد

او ما را به آموختن و آموزاندن دانش فرمان می‌دهد و این نکته را گوشزد می‌نماید که برای دستیابی به آرامش روان و خرد، چاره‌ای نیست مگر آنکه در دریای دانش‌های گوناگون شناور شویم.

بیاموز و بشنو ز هر دانشی

بیابی زهر دانشی رامشی

فرزانه طوس در کنار فرمان به آموزش دانش، آموزاندن آن را نیز سفارش کرده است. افزون بر آنکه ما را از خودپسندی و غرور می‌پرهیزاند و به ما این نکته را یادآور می‌سازد که آدمی هرچه بیاموزد، بازهم از پرداختن وام خرد ناتوان است. از این رو ما را به تلاش و کوشش پی در پی در راه دانش‌پژوهی فرا می‌خواند و از سستی و تن‌آسایی و کاهلی در این راه برحذر می‌دارد. ‌

میاسای ز آموختن یک زمان

ز دانش میفکن دل‌اندر گمان

چو گویی که وام خرد توختم

همه هرچه بایستم آموختم

چنان نغز بازی کند روزگار

که بنشاندت پیش آموزگار