الف)پیشینه خلیج فارس و اهمیت همه جانبه آن :

دهم اردیبهشت ، روز جهانی خلیج  همیشه فارس است .  پدیده ای 30 میلیون  ساله که زمانی  گستره آن دوبرابر امروزه روز و تا  دجله و فرات  و از سوی دیگر تا کوههای زاگرس بوده است. . دریای داخلی ایران زمین که از گذشته های دور  و به دیگر سخن از زمان هخامنشیان  و در کتیبه داریوش هخامنشی  بدست آمده از کانال سوئز دریای پارس نامیده شده و حتی پس از اسلام نیز در کتابهای جغرافیایی چون حدود العالم من المشرق الی الغرب زیبنده بر خلاف عنوان جعلی که آنگلو ساکسونها و نا آگاهانی چون سرهنک عبدالقاسم و جمال عبدالناصر  مصری بر آن نهاده اند ،به نام خلیج پارس زیبنده بوده است . این دریای نیلگون که با در برگرفتن مرواریدهایی چون جزیره کیش ،جزیره قشم ، جزیره لارک، جزیره هنگام ،جزایر تنب کوچک ،بزرگ ،ابو موسی ،جزیره فارو ،جزیره خارک،جزیره لاوان،جزیره هندورابی و از همه مهمتر جزیره و تنگه هرمز که پیوند دهنده آن با آبهای آزاد جهان است ،دارای اهمیت فراوانی برای کشورهای  جهان از نظر سیاسی ،اقتصادی و جغرافیایی و نیز برای همه ایرانیان به ویژه مردمان سواحل آن چون بندر عباس ،بندر لنگه ،عسلویه،گاوبندی،بوشهر،گناوه،ماهشهر،آبادان و.....از نظر کسب درآمدهای برخاسته از صنعت ماهیگیری  و گردشگری دارد.افزون بر اینکه منابع بزرگ نفت و گاز در قشم،خارک و لاوان  ،الماس،خاک سرخ  در جزیره هرمز ،گوگرد،نمک متبلور  وسرب در جزیره هنگام و مروارید در کیش این منطقه ثروتی چشم گیر برای مردم میهنمان  به ارمغان آورده است.

ب) بحران جزر و مد  (کشند) قرمز :

 اکنون همیشه خلیج فارس ، این دریای ایرانی  که  در دوره های گوناگون تاریخ مورد یورش تجاوزگران  پرتغالی ها ،هلندی ها ،آنگلو ساکسونها ،آمریکایی ها قرار گرفته و با تلاش های بزرگانی چون رییس علی دلواری ، شاه عباس اول  و...از یوغ آنها رهیده بود ، ا ز جهت زیست محیطی دچار پدیده ای  ناگوار  به نام کشند قرمز یا جزر و مد قرمز شده است .

این جلبکهای میکروسکوپی  تک سلولی بسار بد بو  که از دسته فیتو پلانکتونها هستند  بخش عمده ای از خلیج فارس را  مورد یورش قرار داده اند . یورشی کم سابقه که در یک مورد به مرگ ماهی ها در مهرماه سال 87 در نواری به گستردگی دو کیلومتر در سواحل خلیج فارس شده است.و افزون بر این  مرگ مرجانهای شاخ گوزنی کیش  و نرم تنان و بی مهرگان و نیز دلفین ها را رقم زده است.حتی لاک پشتها و نهنگها نیز از این دام گسترده در امان نمانده اند.

ج)عوامل ایجاد بحران  کشند قرمز :

درباره علتهای آشکاری این پدیده در خلیج فارس که که برخی کشورها چون ژاپن،کره ،چین و حتی آمریکا نیز نمونه این بحران یافت شده است ،کارشناسان دیدگاههای گوناگونی دارند.برخی طوفان گونوی سال گذشته و گروهی دیگرفاضلابهای صنعتی نیروگاه های برق،پالایشگاهها،کارخانه ها و...را از عوامل موثر می دانند و دسته ای دیگر عوامل محیطی چون گرم شدن هوا ،کاهش بارندگی را از عوامل رشد و گسترش این پدیده مرگزا برشمرده اند که با کاستن از اکسیژن آب و نیز ورود به آبشش ماهیان موجب مرگ آنها میشوند و البته گونه هایی از آبزیان دیگر چون مرجانها و نرم تنان و بی مهرگان را نیز هدف قرار می دهند و چه نیکبختند میگوها و گاوهای دریایی که کمتر آسیب می بینند. هرچه هست به نظر می رسد مجموعه عوامل انسانی و طبیعی  پیش گفته می تواند در بروز این پدیده  موثر باشد.پدیده ای که افزون بر  آسیب رساندن به محیط زیست جاندار و غیر جاندار، طبق برخی گزارشها موجب بروز خسارت به صنعت ماهیگیری در جنوب ایران و بیکاری گسترده دریانوردان صیاد شده است.در نشستی که کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس در بهمن ماه سال گذشته برگزار کردند به این نتیجه رسیدند که با بکارگیری سیستم پاششی ذرات رس و کنترل فاضلابهای شهری به رویارویی با این پدیده بپردازند.

د)راهکارهای حقوقی رویارویی با بحران  کشند قرمز :

اما این اقدامها کافی نیست.  به نظر می رسد باید دست کم در داخل ایران  ستاد ویژهای  با همکاری و مشارکت نهادهای تاثیر گذار چون مرکز ملی اقیانوس شناسی،مرکز تحقیقات بیولوژیکی خلیج فارس،سازمان بنادر و دریانوردی،اداره اکوبیولوژیکی دریایی سازمان محیط زیست،اداره شیلات ،شرکت ملی نفت و شرکت برق منطقه ای  و به ویژه سازمانهای مردم نهاد که به استناد کنوانسونهای بین المللی چون کنوانسیون تنوع زیستی و مقررات داخلی چون آیین نامه اجرایی ماده 182 قانون برنامه سوم توسعه نقش بسیارتاثیر گذاری در این موضوع دارند ،تشکیل شود و ابعاد گوناگون موضوع را بررسی و راهکاری مناسب برای کاهش این پدیده که بیشتر از هرچیز برخاسته از عوامل انسانی و آلاینده های محیطی چون پسماندهای و فاضلابهای  کارخانه ها،نیروگاهها و پالایشگاهها ست ، ارایه دهند.

آشکارا  ایران به عنوان تنها کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس در کنوانسیون آمادگی ،مقابله و همکاری در برابر آلودگی های نفتی نقش بسیار مهمی می تواند در این رابطه داشته باشد.افزون بر اینکه عضویت ایران در کنوانسیون جلوگیری از آلودگی دریا به واسطه دفع مواد زاید و کنوانسیون مسوولیت مدنی ناشی ازآلودگی نفتی نیروی محرکه حقوقی برای رویارویی با پدیده  کشند قرمز خواهد بود.همچنین توجه بیشتر به قوانین داخلی بر رفع این بحران کمک بیشتری خواهد کرد.به عنوان نمونه مواد یکم و سوم   قانون حفاظت و بهره برداری از منابع آبزی جمهوری اسلامی ایران مصوب 14/06/1374 دولت را به طور اعم و شرکت سهامی شیلات و سازمان محیط زیست را به طور اخص پاسدارننده این ثروت ملی قلمداد کرده اند..ماده دوازدهم این قانون حمل و استفاده از مواد منفجره ،سمی و برقی و....را که منجر به مرگ آبزیان شود  ممنوع اعلام کرده و بند ششم ماده 22 این قانون نیز ایجاد هرگونه آلودگی یا انتشار بیماری های مسری و تخلیه فاضلابهای صنعتی و هرگونه مواد آلاینده را که باعث خسارت به منابع آبزی شود جرم دانسته و مجازات  عامل را به یک تا پنج میلیون ریال جزای نقدی و ممنوعیت ادامه فعالیت واحد آلاینده تا رفع نقص قلمداد نموده است.

بند ز ماده ششم قانون مناطق دریایی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس و دریای عمان نیز ایجاد هرگونه آلودگی محیط زیست دریایی بر خلاف مقررات جمهوری اسلامی ایران را  برای شناورهای خارجی  عبور با ضرر فرض کرده و مستوجب مسوولیت مدنی یا کیفری دانسته است.همچنین به موجب تبصره ماده دوم  قانون حفاظت دریا و رودخانه های مرزی از آلودگی با مواد نفتی  مصوب 4/11/54 آلودگی دریای سرزمینی ایران و منطقه خلیج فارس با شروط مقرر در این ماده  به نفت یا هرنوع مخلوط نفتی خواه توسط کشتی ها  یا سکوهای حفاری یا جزایر مصنوعی یا لوله ها و مخازن نفتی ممنوع بوده و مرتکب به حبس از شش ماه تا دوسال یا پرداخت جزای نقدی از یک میلیون تا ده میلیون ریال یا به هر دو مجازات محکوم و آلاینده نفتی  متوقف می گردد. وفق مواد 8 و 9  این قانون ،سازمان بنادر و کشتیرانی مکلف به پیشگیری از سرایت بیشتر آلودگی های دریایی است.و می تواند شرکتهای نفتی مستقر در ساحل را از طریق شرکت ملی نفت مکلف به سخت تاسیسات و تجهیزات تخلیه آب توازن و فضولات نفتی نماید.

روشن است متاسفانه ضمانت اجراهای صریح و متناسب با جرایم آلاینده ها پیش بینی نشده و از این جهت بر حقوقدانان و قانونگذاران بایسته است تا اقدامی برای رفع این کمبود ها بنمایند.

 

ه )سخن پایانی :

ممکن است گفته شود  به واسطه بارندگی های فروردین ماه1388 حجم جلبکهای قرمز ،ژله فیشها و عروس دریایی کم شده اما این آرامش پیش از طوفان است.بدانیم و آگاه باشیم که با گرم شدن بیشتر هوا و ادامه آلایندگی محیطی انسانی ، خلیج نیلگون پارس سرخ فام خواهد شد اگر به فکر نباشیم. بنابراین بر همه سازمانهای مردم نهاد بایسته و شایسته است تا زبان بریده به کنجی نشسته صم البکم نباشند .به فکر ماهی ها و گلها بوده و   قلب سبزشان   زیر بار بی خیالی و بی تفاوتی ورم نکند. آگاه باشیم که ما ،تشکلهای زیست محیطی ، به باغچه سروده فروغ تبدیل نشویم و ذهنمان از خاطرات سبز تهی نشود. با یاری یکدیگر و آگاهی رسانی به همدیگر و انجام تلاشهای علمی ،فرهنگی اگرچه با نگارش یک مقاله در خصوص مشکلات زیست محیطی ایران به ویژه منطقه ملی خلیج فارس  از  مقامهای ذیربط بخواهیم.

با هر نگاه،

 بر آسمان این خاک بوسه میزنم

من، نگاهم

 از آسمان خزر  و خلیج همیشگی فارس  نور می گیرد

من عشقم را

در کوههای قباد ،

در سرخس و خرمشهر  ،

به زبان مادری فریاد خواهم زد.

تفنگم بر دست و سرودم بر لب ،

همه ایرا ن را می پویم

ای وارثان خاکی ،من آخرین نگاهم

به آسمان آبی این خاک                                                                          

و خلیج همیشگی فارس

فارس خواهد بود......................